... رادین واکسن پایان شش ماهگیش رو نوش می کنه ...
ساعت 9:30 که من و رادین جون دو تایی و برای اولین بار به تنهایی داریم می ریم به درمانگاه تا رادینم واکسن 6 ماهگیش رو بزنه.
به نام دوست که هر چه در این جهان است از آن اوست
- رادین واکسن پایان شش ماهگیش رو نوش می کنه 13/02/1391
صبح روز چهار شنبه اردیبهشتیه و هوا ، هوای معتدلیه .
ساعت 9:30 که من و رادین جون دو تایی و برای اولین بار به تنهایی داریم می ریم به درمانگاه تا رادینم واکسن 6 ماهگیش رو بزنه.
تصمیم گرفتم با ماشین بریم چون می ترسیدم بعد از واکسن خوردن رادینم تو کالسکه نشینه و وقتی هم بغلش کنم جای واکسنش درد بگیره .
رادین رو تو ماشین نشوندم و با هم رفتیم درمانگاه . همه فکرم مثل دفعات قبل رو درد کشیدن رادین دور می زد .
بعد از رسیدن به درمانگاه کارت پرونده رو تحویل دادم و کمی بعد صدامون کردند و رادین رو برای کنترل قد و وزن بردم .
قد پسری:
وزن پسری:
دور سر پسری:
خدا رو شکر همه چی رو براه بود و مطلوب.
و بعد به اتاق واکسیناسون رفتیم . طبق معمول با قطره فلج اطفال کام رادین جون رو تلخ کردند و بعد به ترتیب پای راست و چپش رو واکسن زدند.
مطابق معمول صدای جیغی که بعد از مدتی تبدیل به گریه شد فضا رو پر کرد و بعد از لباس پوشوندن و گریه زاری رادین جون کمی آروم شد و بعد راهی خونه شدیم .
برای آروم کردن پسری بهش قول پارک و تاب سواری رو دادم ، اما تا برسیم به پارک ، تو ماشین خوابش برد (الان که مشغول نوشتنم رادین بیداره و داره سرک می کشه که چی می نویسم.) و من هم دیگه بیدارش نکردم و رفتیم خونه .
خداروشکر ، دو روز دوره نقاهت بعد از واکسن زدنش بدون هیچ دردی تموم شد ، بر عکس دفعات قبل.
چون رادین تازه سه روز بود که از اون سرما خوردگی بد راحت شده و اگه می خواست این درد رو هم تحمل کنه دیگه خیلی لاغر می شد.



... رادین واکسن پایان شش ماهگیش رو نوش می کنه ...
