زیباترین هدیه خدا ، رادین پسریزیباترین هدیه خدا ، رادین پسری، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 23 روز سن داره
پیوند بهار زندگیمونپیوند بهار زندگیمون، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

"ב ر نـــــیــــــــــ♥ـــــــــــمـــه راه پاییــــــــز "

... رادین واکسن پایان شش ماهگیش رو نوش می کنه ...

1391/2/13 22:13
نویسنده : مامان رادين
145 بازدید
اشتراک گذاری

ساعت 9:30 که من و رادین جون دو تایی و برای اولین بار به تنهایی داریم می ریم به درمانگاه تا رادینم واکسن 6 ماهگیش رو بزنه.

 

به نام دوست که هر چه در این جهان است از آن اوست

  • رادین واکسن پایان شش ماهگیش رو نوش می کنه                           13/02/1391  

صبح روز چهار شنبه اردیبهشتیه و هوا  ، هوای معتدلیه .

ساعت 9:30 که من و رادین جون دو تایی و برای اولین بار به تنهایی داریم می ریم به درمانگاه تا رادینم واکسن 6 ماهگیش رو بزنه.

تصمیم گرفتم با ماشین بریم چون می ترسیدم بعد از واکسن خوردن رادینم تو کالسکه نشینه و وقتی هم بغلش کنم جای واکسنش درد بگیره .

رادین رو تو ماشین نشوندم و با هم رفتیم درمانگاه . همه فکرم مثل دفعات قبل رو درد کشیدن رادین دور می زد .

بعد از رسیدن به درمانگاه  کارت پرونده رو تحویل دادم و کمی بعد صدامون کردند و رادین رو برای کنترل قد و وزن بردم .

قد پسری:

وزن پسری:

دور سر پسری:

خدا رو شکر همه چی رو براه بود و مطلوب.

و بعد به اتاق واکسیناسون رفتیم . طبق معمول با قطره فلج اطفال کام رادین جون رو تلخ کردند و بعد به ترتیب پای راست و چپش رو واکسن زدند.

مطابق معمول صدای جیغی که بعد از مدتی تبدیل به گریه شد فضا رو پر کرد و بعد از لباس پوشوندن و گریه زاری رادین جون کمی آروم شد و بعد راهی خونه شدیم .

برای آروم کردن پسری بهش قول پارک و تاب سواری رو دادم ، اما تا برسیم به پارک ، تو ماشین خوابش برد (الان که مشغول نوشتنم رادین بیداره و داره سرک می کشه که چی می نویسم.) و من هم دیگه بیدارش نکردم و رفتیم خونه .

خداروشکر ، دو روز دوره نقاهت بعد از واکسن زدنش بدون هیچ دردی تموم شد ، بر عکس دفعات قبل.

چون رادین تازه  سه روز بود که از اون سرما خوردگی  بد راحت شده و اگه می خواست این درد رو هم تحمل کنه دیگه خیلی لاغر می شد.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)